پسرم، وقتی شعبده بازان زور می کنند پست شعبده بازی رو حذف کنی و جاش چیزی رو بنویسی که قبول نداری، وقتی می بینی زورت به زورشون نمی رسه همون بهتر که ننویسی. بی سر و صدا جمع کن بریم


  • دانه معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
جمعه 14 بهمن 1390  00:27
نوع مطلب: (جمله طلایی هفته ،) توسط: .

برنده جمله طلایی این هفته کسی نبود جز سید محمود احمدی نژاد که همچین درآورد (لایحه رو) گذاشت تو کاسه رهیافتگان مجلس:

« ... خبر دارم كه رقابت تان خیلی سنگین است اما شما كه روزی 5-6 ساعت وقت و تحمل دارید که فریادهای آقای کواکبیان را گوش دهید، خب همین قدر کار کنید و بودجه را قبل از انتهای سال به ما بدهید. ما تحملش را نداریم اینجا بنشینیم و حرف بشنویم. باید برویم کار کنیم، شما که این حوصله را دارید، دو شیفت کار کنید... » 

هیات داوران هیچ جمله، بند، متن، کتاب و خلاصه هیچی را در حد و اندازه رقابت با این جمله ندانست. بقول برادر چاوز Viva Mahmood یعنی کرتیم محمود


  • دانه معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
پنجشنبه 13 بهمن 1390  13:13
نوع مطلب: (نامه ای به مادر پسرم ،) توسط: .

عزیزم، قبول دارم آن بالا هوا بهتر است و اقلا برای گرم کردن خودت نگران قبض گاز نیستی، اما یک تک پا از روی آن ابرها بیا پایین؛ شعارهایی مثل "عشق نمی میرد" و این چیزها همه مال داستانهای ژانر فهیمه رحیمی و میم مودب پور اند. 
سفتی زمین واقعیت را که زیر پاهایت حس کنی، می بینی عشق هم می میرد؛ ونوس، عشوه کناری نهاده و زار می زند، آنسوتر کیوپید را می بینی با آن بالهای سفید پرپری اش که مثل سگ سنگ خورده و خوره گرفته جان می کند، درخشش چشمانش سیاهی می رود، پشت دیوار خرابه ای مثل سگ می میرد، مثل "سگ ولگرد" هدایت با زخمهایی یادگار از تک تک مردمان شهری که نادر ابراهیمی دوستش می داشت...
 


  • دانه معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
چهارشنبه 12 بهمن 1390  13:01
نوع مطلب: (نامه هایی به پسرم ،) توسط: .

خرمون کردند پسرم، خرمون کردند. اونقدر گفتند و تکرار کردند که خودشونم باور کردن و ملکه ذهنشون شده کسی که پشت میزی می شینه فقط  « باید درد مردم رو کشیده باشه، باید از جنس مردم باشه و نون پنیر سبزی بخوره، باید مظلوم باشه، باید جورابش سولاخ باشه، باید ماهی 1 بار حموم بره، باید سوء تغذیه و سوء هاضمه داشته باشه و... و... و...» اونقدر تکرار کردن انگار همین جوراب سولاخ و کفش پاره برای همه چی کافیه!!

این برداشت تکه پاره گزینشی و کاریکاتوریزه اندیشه چپ سوسیالیستی که از قبل مشروطه زورگیرمان کرده نمی دونم کی می خواد پا از گلوی ملت برداره. به جان هر کی دوست دارید (بچه گوشاتو بگیر) ز ما بکشید، نکنه خودتونم باورتون شده این خاله بازی رو؟ 

اون مظلوم محترمی که توان ایستادن جلو ظالم نداشته و اجازه داده حق خودش رو بخورن فردا چطور می خواد از حق دیگران دفاع کنه؟ یا اون نون پنیر خورای محترمی که عقلشون بیشتر از قبیله و شهر خودشون قد نمی ده و به عمرشون 2000 تا آدم تو جمع ندیدن چطور می خوان امورات چندصدهزار یا چند میلیون نفر رو مدیریت کنن؟ اصلا تفاوت هزار و میلیون و میلیارد رو می فهمن؟ 

پسرم، بنده اینجا اعلام می کنم کسی که پشت میزی می شینه پیش و بیش از هر چیزی باید متخصص و پاسخگو باشه؛ وگرنه سولاخ جوراب فلان مدیر چه نفعی برای ملت داره وقتی دهها شرکت جوراب بافی رو بی کفایتی همون مدیر به خاک سیاه بنشونه و ایشون هم در عین بیخیالی بگه من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود؟ 

نون سبزی خوری مدیران درد کشیده اما بی تخصص که پول میلیونها پرس چلوکباب و شیشلیک رو از جیب مردم به باد بده بهتره یا کباب خوری مدیری دردنکشیده اما متخصص و پاسخگو که با علم و مدیریتش تعداد بیشتری از ملت رو قادر به کباب خوری بکنه؟ اگر هم نتونست اونقدر پاسخگو باشه که اقلا با آفتابه شعور مردم رو نشوره!

به اینا فکر کن توام نظرت رو بگو پسرم. نمی گم حرفام قطعا درسته. فقط منم مثل فریدون توللی؛ ترسم ز فرط شعبده چندان خر ات کنند تا داستان ... و وطن باورت کنند...


  • دانه معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را چون گشت نقل
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها